السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

137

تفسير الميزان ( فارسي )

مؤلف : اين مثالى كه ايشان به جمله « اسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ » زده نيز از موارد غلبه است ، براى اينكه در شرع مستحبّ است كه آدمى نگذارد ديگران در خيرات بر او پيشدستى كنند ، بلكه سعى كند در خيرات و مثوبات و به دست آوردن بركات ، كسى بر او مقدم نشود ، و اين همان معناى تسابق و مشاركت است . مثال ديگرش هم كه همان « وَاسْتَبَقَا الْبابَ » باشد با تسابق منطبق است براى اينكه قطعا زليخا نيز مىخواسته بر او غلبه كند هم چنان كه او مىخواسته بر زليخا فائق آيد ، اين مىخواست در را باز كند ، و او مىخواست نگذارد ، و اين همان تسابق است پس حق اين است كه معناى استباق و معناى تسابق در مورد تصادق دارند . و در صحاح گفته : « سابقت » با « استبقت » هر دو به معناى تسابق و مسابقه است « 1 » . و همچنين در لسان العرب گفته : « سابق » و « استبق » در دويدن به معناى مسابقه است . « 2 » و شايد وجه تصادق « استبق » و « تسابق » اين باشد كه « سبق » خود معنايى است اضافى و وزن « افتعل » مفيد تاكيد معناى « فعل » و امعان فاعل در فعل خويش است ، و مىرساند كه فاعل ، فعل خود را زينتى براى خود مىگيرد هم چنان كه در امثال « كسب » و « اكتسب » ، « حمل » و « احتمل » و « صبر » و « اصطبر » ، « قرب » و « اقترب » ، « خفى » و « اختفى » ، « جهد » و « اجتهد » و نظاير آن به خوبى مشاهده مىشود ، و ماده « سبق » هم وقتى به اين باب بيايد قهرا آن معنا در آن عارض مىشود ، و با در نظر داشتن اينكه گفتيم خود ماده داراى معناى اضافى است ، اين نكته را مىفهماند كه فاعل كوشش دارد فعل « سبق » را به خود اختصاص دهد ، و چون چنين معنايى جز با مسابقه صورت نمىگيرد قهرا دو صيغه « استبق » و « تسابق » در اين مورد با هم تصادق مىكنند . و اينكه فرمود : * ( « بِمُؤْمِنٍ لَنا » ) * معنايش اين است كه تو تصديق كننده گفتار ما نيستى . و ماده « ايمان » همانطور كه با « باء » متعدى مىشود با « لام » هم مىشود ، مانند جمله مورد بحث ، و مانند جمله « فَآمَنَ لَه لُوطٌ » « 3 » . معناى آيه مورد بحث اين مىشود كه : فرزندان يعقوب وقتى در آخر روز نزد پدر آمدند گريه مىكردند و در اين حال به پدر خود گفتند : اى پدر جان ! ما گروه برادران رفته بوديم بيابان

--> ( 1 ) صحاح ، ج 4 ، ص 1494 . ( 2 ) لسان العرب ، ج 2 ، ص 90 - 91 . ( 3 ) پس ايمان آورد به او لوط . سوره عنكبوت ، آيه 265 .